يحيى ابن أبي الطيء الحلبي
9
الحاوي في رجال الشيعة الإمامية
( 3 / 8 چاپ هشت جلدي الإصابة ) ، دو مورد جمهرة النسب ( 2 / 392 ، 424 ) ، در پنج مورد كتاب الكلبي يا كتاب النسب لابن الكلبي ( 2 / 324 ، 8 / 245 ) در شش مورد النسب والانساب ( 5 / 5 ، 1 / 470 ) ودر ده مورد به نام انساب قبيلهء موردنظر از آن ياد شده است . براي نمونه : ذكره ابن الكلبي في انساب قضاعة ( 5 / 262 ) ، يا قال ابن الكلبي في نسب بنى تميم ( 2 / 117 ، 5 / 142 ، 6 / 670 ، 3 / 106 ) . طبيعي است كه تنها با تجربه مىتوان به اين تنوع صوري در أسامي كه در أصل همه نام يك كتابند ، پىبرد . 3 - دشوارى ديگر آن است كه گاه ، مؤلف متن موجود ، مطلبي را از مؤلفي نقل مىكند ؛ اما روشن نيست كه مطلب از كدام يك از آثار أو نقل شده است . در اين موارد ، تنها با مقايسه موضوع مورد بحث در نقل ، با عنواني از مؤلفات أو كه نسبتي با اين موضوع داشته باشد ، مىتوان تا اندازهاى به واقع رسيد . براي نمونه ، وقتي مطالبى از محمد بن بحر رهنى در ارتباط با مسألهء امام عصر ( ع ) نقل مىشود ، مىتوان حدس زد كه مربوط به كتاب الحجّة في إبطاء القائم عليه السلام « 1 » اوست . 4 - مواردى وجود دارد كه مؤلف متن موجود آنها را نقل كرده ، اما نام كتاب را نياورده است . در اين موارد ، به سياق عبارت ، مىتوان يقين كرد كه مأخذ مؤلف ، همان كتاب مفقودى است كه مطالب ديگرى هم از آن در متن موجود مورد بررسى ، آمده است . در اينجا مىتوان اين موارد را به عنوان موارد مشكوك در تدوين نهايى بازسازى متن مفقود آورد . اين ترديد وقتي است كه دستكم بتوان با مقايسهء عبارت ، تا پنجاه درصد دريافت كه شباهتى با ساير موارد نقلشدهء صريح از متن مفقود دارد . سروكار مداوم با يك متن وبررسىهاى مفصل در موارد آن ، مىتواند محقق را در بازيابى مواردى نيز كه مؤلف متن موجود به صراحت به اخذ آن از مصدر مفقود اشاره
--> ( 1 ) . معالم العلماء ، ص 96